تبليغاتX
حرفهای خودم

حرفهای خودم

اجتماعی

به دیدار خدا رفتم و شد...

با کراوات به ديدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ريا رفتم و شد

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ

همچنان آينه با صدق و صفا رفتم و شد

با بوي ادکلني گشت معطر بدنم

عطر بر خود زدم و غالبه سا رفتم و شد

حمد را خواندم و آن مد"ولاالضالين"را

ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

يکدم از قاسم و جبار نگفتم سخني

گفتم اي مايه هر مهر و وفا رفتم و شد

همچو موسي نه عصا داشتم و نه نعلين

سرخوش و بي خبر و بي سرو پا رفتم و شد

"لن تراني"نشنيدم ز خداوند چو او

"ارني" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد

مدعي گفت چرا رفتي و چون رفتي و کي؟

من دلباخته بي چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پيش خدا روز و شبان خم شد و راست

من خدا گفتم و او گفت بيا رفتم و شد

مسجد و دير و خرابات به دادم نرسيد

فارغ از کشمکش اين دو سه تا رفتم و شد

خانقاهم فلک آبي بي سقف و ستون

پير من آنکه مرا داد ندا رفتم وشد

گفتم اي دل به خدا هست خدا هادي تو


   

      تا بدينسان شدم از خلق رها رفتم و شد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 22:36  توسط T@yebeh  | 

حکایات قابل تامل.

hqphf50t72713243czi.jpg

علت جنگ


شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 15:38  توسط T@yebeh  | 

شهریار

27 شهریور روز شهریار است.

شعر زیر شعری بسیار دل انگیز  و به نوعی توصیف کننده روزگار آن زمان و همچنین روزگار ماست!


d1v7zg4d8ivxuc7hc37.jpg



Evdə bir il ah çəkərəm xəbər yox

Evdən çıxam mən oyana yar gəli

Taytuşlarım çölə çıxa gün çıxar

Mən çıxanda yağış getsə qar gəli

Yazıx quzum aclığa döz darıxma

Bugün sabah bahar gəli bar gəli

Bizə gələ gəlməyə bir kal iydə

Qonşumuza heyva gəli nar gəli

Xan evinə şir gələ quyrux bular

Bizim evə kor it gələ har gəli

Xalqa qonax gəli gözü sürməli

Bizim evdən kor getməmiş kar gəli

Bəxtimə arvat nə çıxa bilmirəm

Bəllidi ki sarsağa sovsar gəli

Bir (üç ətək) əndazadır əynimə

(salisbury)gen gəlməsə dar gəli

Dovlətliyə yas gələdə oynayar

Biz kasıba toy gələ axsar gəli

Qəm yükündən kədxudanın hissəsi

Xərdəl olu,bizimki xarvar gəli

Kətdə bizi döyəllə bir havar yox

Biz bir kəlmə hax danışsax car gəli

Darqaşayidlar bizə sərkar şıxar

Dar dibindən qurtula sərdar gəli

Bundan belə özgə görəm özgədən

Minnət çəkir qeyrətimə ar gəli

Işçi toyux kəsənə mən baxanmam

Bilməm necə ürəyindənvar gəli

Qəmdən mənim bir eynək var gözümdən

Işığ aydın gün gözümmə tar gəli

Eşqim düşüb yadıma gözlər daşar

Baharda sel atlanı çaylar gəli

Çox şairin təb,i donar buz kimi

ŞƏHRIYARın təb,idə qaynar gəli

 





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 9:15  توسط T@yebeh  | 

شیخ و مریدان

این یه ایمیلی بود که جالب به نظر امد.......


آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ! و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید.

گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟

فرمود : آزادی مطلق !

و مریدان گریستند.

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 20:26  توسط T@yebeh  | 

بهاری زیبا در انتظار ما

به نام خدا و سلام

امیدوارم زندگیتون بهتر و بهتر بشه روز به روز...

روزهای آخر سال 88.در حال رفتنه.یه سال دیگه از عمرمون گذشت.یه سال دیگه به اخرش نزدیکتر شدیم.

88شاید برای بعضیا تلخ باشه و برای بعضیا شیرین و برای بعضیا بدون هیچ طعمی!(چون دیگه رفتند اون دنیا !یا زندگیشون هیچ فرقی نکرده!)

ولی مهم بودنه.مهم اینه که الان ما که هستیم واقعا باشیم...واقعا انسان باشیم...لا اقل برای بودن تلاش کنیم.

سقراط میگه تفکر موجب رستگاری است.

با خودمون فکر کنیم تو این یه سال چه کارهای خوبی کردیم؟چه غلطهایی کردیم؟

چند تا دل شکوندیم؟چند تا دل شاد کردیم؟به چند نفر محبت کردیم؟

و تا فرصت تموم نشده جبران کنیم...ما که زنده ایم فرصت جبران داریم.

خودمونو سبک کنیم .تو این روزای اخر قلبمونو پر از محبت کنیم.با یه نفس عمیق همه کینه ها و دشمنی ها رو بیرون کنیم.

بخشیدنو واسه خودمون عادت کنیم...

ساده ببخشیم تا ساده بخشیده بشیم(این یه وعده الهیه...).

به همدیگه محبت و عشق هدیه کنیم تا همینو از بقیه دریافت کنیم...

برای من که سال خیلی خوبی بوده شکر...

تو خودم تغییرات مثبت رو احساس میکنم...البته یه کمبودهایی هست که تصمیم میگیرم سال جدید جبران کنم... چون هنوزم نفس میکشم...

به خاطر گناهام توبه هم باید بکنم و تکرار نکنم...

یکی از مهمترین تصمیم ها برای 89 من اینه که در باره هیچ کسی پیش داوری و قضاوت نکنم.چون عکسش برام ثابت شده.

و چند تا تصمیم دیگه...

اهان یه کاریم که همیشه میکنم و به شما هم پیشنهاد میکنم اینه که همین روزا که برای بقیه کارت تبریک مینویسید برای خودتونم یکیشو بنویسید و خودتونو ارزیابی کنیدو از خودتو تشکر کنید(بعد ها به دردتون میخوره).

///////////////////////

امیدورام سال 89 بهترین سال تا الانتونو شروع کنید و تلاش کنیم که این بهترین سالمون باشه.

امیدوارم این سال براتون پر از سلامتی و شادی و رسیدن باشه.رسیدن به چیزایی که میخواییم.رسیدن به ایده ال هامون.

از همه اونایی که منو میشناسند میخوام که اگه تا الان از من بدی دیدند یا خواسته نا خواسته دل یکیو شکوندم منو ببخشند و اگه نمیتونند لا اقل بهم بگید تا خودم جبران کنم.

دوستتون دارم و شعر زیر تقدیم شما :

"دو پاره ابر.ارام و خوش اهنگ

به سراغ هم امدند

ناگهان برقی زد و قهقهه دیداری.

و دو نیمه سیب سقراطی... یک سیب شد.

و باریدن گرفت

و نخستین بهار اغاز شد."                                    (دکتر شریعتی)

 

                                               بهارتان زیبا...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 12:5  توسط T@yebeh  | 

این روزها

به نام خدا و سلام

یه مطلب مناسبتی میخوام بنویسم از یه کتاب واقعا  ازشمند که خیلی از ماها تا بحال به دستمون نگرفتیمش.

و اما قسمتی از نامه امام علی به امام حسن:

"بدان خدایی که گنجهای آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه در خواست داده و اجابت انرا به عهده گرفته است.تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند.درخواست رحمت کنی تا ببخشاید.و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری.

در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است.در کیفر تو شتاب نداشته ودر توبه و بازگشت بر تو عیبی نگرفته است.در انجا که رسوای سزاوار توست رسوا نساخته است.وبرای بازگشت به خویش شرایط سنگین را مطرح نفرموده است.در گناهان تو را به محاکمه نکشیده و از رحمت خویش تو را نا امید نکرده است.بلکه بازگشت تو از گناهان را نیکی شمرده است.

هر گناه تو را یک و هر نیکی تو را ده به حساب آورده است و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است.

هرگاه او را بخوانی ندایت را میشنودو چون با او راز دل گویی راز تو را میداند.پس حاجت خود را با او بگوی و انچه در دل داری نزد ا و باز گوی.غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غمهای تو را برطرف ودر  مشکلات تو را یاری کند"

"سینه خردمند صندوق راز اوست و خوشرویی وسیله دوست یابی و شکیبایی گورستان پوشاننده عیبهاست"

"اگر بر دشمنت دست یافتی خشیدن او را شکرانه پیروزی قرار بده"

"ترس با نا امیدی و شرم با محرومیت همراه است و فرصتها چون ابر میگذرند پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید."

"ای فرزند ادم وقتی که دیدی خدا امواع نعمتها را به تو میرساند و تو معصیت کاری بترس!"

"کسی که مصیبت های کوچک را بزرگ به حساب اورد خداوند او را به مصیبتهای عظیم مبتلا میکند"

"دو تن نسبت به من هلاک شدند دوستی که زیاده روی کند و دشمنی که بیهوده و دروغ سخن گوید"

.

.

.

التماس دعا و در پناه او.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:36  توسط T@yebeh  | 

سینوهه پزشک فرعون و...

به نام خدا و سلام

 و اما در مورد سینوهه که تو پست قبلی در موردش گفته بودم.کتاب واقعا خوبیه که خوندش روت یه تاثیرات جالبی داره.البته در کل یه کتاب +18هست و یه ذره جنبه می خواد که همتونوم داریم.

یه خلاصه خودم مینویسم و بعد چند تا جمله عینا از خود کتاب.در ضمن بخش اعظمش مربوط به حکومت اخن اتون که تو سریال یوزارسیف فرعون خوبی بود هست ولی جالب اینجاست که یک کلمه هم در مورد یوزارسیف یا فردی شبیه اون توی کتاب نیست و اتفاقات اون زمون یه جور دیگه اتفاق میفته که زیاد شباهتی به سریال یوسف پیامبر نداره...!

لطفا ادامه بدید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 13:5  توسط T@yebeh  | 

انسانیت کجا رفته؟

به نام خدا و سلام

امیدوارم روزگار بر وفق مرادتون باشه البته که هیش وقت کاملا نیست.

در حال خوندن کتابی هستم  مامان!خیلی خوبه و پیشنهاد میکنم همتون برید اینو بخونید"سینوهه پزشک  مخصوص فرعون"نوشته میکا والتاری که بزودی مطالبی از اون کتابو براتون میذارم.

بیکاری پس از درس زیاد جالب نیست حالا در نظر بگیرید که این همه افراد بیکار داریم...چه کارهایی که انجام نمیدن!...

طیاره هم که سقوط کرد البته زیاد مهم نیست اینهم میگذرد...اصلا مهم نیست که چند خونواده داغون شدند مهم اینه که تسلیم غربی ها نشیم !!!مهم اینه که به هدفهایی که نمیدونیم چیه برسیم!

تو کشور چین هم که میدونید چی میگذره(از بس که رسانه ی ملی میگه) !پدر این سیاست بسوزه که حتی دینشم میسوزونه.فلسطین!!!

حالا میریم جیرفت .بازم اشکم در اومد.یه خونواده ای که رفته بودند گردش تابستونی .بابای خونواده با احتیاط تمام ماشینشو می رونه.یه هو یه تریلر سبز میشه جلوشونو متاسفانه تصادف.!!

مامان-بابا و بچه ها همشون بیهوش افتادند وسط جاده-راننده مقصر فرار کرده!(چه ادمهای با وجدانی!)

خوب حتما یه عده پیدا میشند که کمکشون کنه-بله یه عده پیدا میشند که میانو میبیننشون ویه کار خدا پسند انجام میدند... چی؟

دزدی!همه چیشونو میبرند طلاهای خانوم-پولها-سوغاتها و حتی شناسنامه ها...در حالی که همشون غرق خون هستند!

بعد از سه ساعت...یه ماشین پلیس از جاده اتفاقی رد میشده...!

بابای خونواده مرده.مامان جفت پاهاش شکسته.دختره ستون فقراتش شکسته.واون یکی رفته کما!

ایکاش یه ادم بود که کمکشون میکرد.معلومه که خیلی ها از اون جاده رد شده بودند ولی ادم نبودند.مسلمون هم که نمیدونم...؟؟!

البته از نقش قانون غلطی که داریم نمیشه گذشت.ولی انسانیت یه چیز دیگست که دیگه خیلی کمرنگ شده.دیگه شور نامردی در اومده.خصوصا بین ما مسلمونا که دینمون پایش انسانیت ودوستی و محبت بوده .اره همه ما ادمها با ایمانی هستیم و میدونید ایمان رو از کجا میشه فهمید؟ظاهرمون و حرفهای خوبی که بلدیم.اره ما مومنیم!!!اعمالمون چیزیو نشون نمیده!!.ما اسممون مسلمون مثله جمهوری اسلامی...

خلاصه اینکه فقط میشه متاسف شد و چند قطره اشک...

 

الهی!گفتی کریمم –امید بدان تمام است...تا کرم تو در میان است ... نا امیدی حرام است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:0  توسط T@yebeh  | 

دلم سوخت...!

به نام خدا

بعد مدت زیادی.... سلاااام

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری             دانی که رسیدن هنر گام زمان است

آره تموم شد این کنکور هم.من و خیلی ها  مثه من راحت شدیم .ولی این فقط حرفیه که ما میگیم .بیکاری خیلی ضایعتر از درس خوندنه و من از همین الان دلم هزاران بار برای دبیرستونو برو بچ تنگه.چه کارایی که نمیکردیم....!

از پنجشنبه تا امروز چقدر بد و بیراه به طراحهای کنکور گفتم واقعا همه رو دست انداختند.خیلی جالبه که سوال رو بلد باشم و حلش کنم دو بار سه بار....ولی جواب تو گزینه ها نباشه و همش فک کنی که فقط تو اشتباه حل کردی ولی دوستات بهت بگن که بجای 1 دقیقه اونام 10 دقیقه رو یه سوال گیر کردند+اعصابت هم خرد میشه ولی دیگه تموم شد و من پنجشنبه بعد کنکور تا دلم میخواست گریه کردم .تو عمرم که بجز ظلم چیز دیگه ای و کس دیگه ای نمیتونست اشکمو درآره .کنکور اشکمو در آورد.ولی دیدم اینکارم بقیه رو هم ناراحت میکنه تمومش کردم.همین{الان خیلی خوبم}

ولی یه چیزی که هنوزم رنجم میده انتخاباتی بود که گذشت.ای کاش رای نمیدادم.ای کاش نمیرفتم پای صندوق که یکی دیگه به 40میلیون رای افتخار کنه.ای کاش این همه تحقیر نمیشدم که مردم یعنی هیچی...!

ای کاش نمیدیدم که حق داره ضایع میشه و ناحق داره دم از خدا  میزنه.فقط داره ادعا میکنه.متنفرم از همه آدمهای مدعی...!

تو این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم .فهمیدم اونایی رو که نمیفهمیدم.( یکمی شو)

بدم اومد از اونایی که فکر های خوبی در موردشون میکردم.

دلم سوخت برای خودم و جوونها که روزنه امیدشون هم کور شد. دلم سوخت برای اونایی که هیچی نفهمیدندو دلم سوخت برای اونایی که فکر کردند خیلی برنده شدند.

خلاصه اینکه هیچی...!

الان باید بریم بگردیم و کیف و حال وووخاطرات شمال ...اما همچنان دلم سنگینه....!

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:50  توسط T@yebeh  | 

جن

به نام خدا و سلام

شکر!امتحانا فینشد .درسته زیاد خوب نبود ولی ما راضییم به رضایش.

امروز در مورد jenny  یا همون جن خودمون مینویسم.

تا حالا جن دیدی؟

من دیدم.البته تو خواب!ما یه زیرزمین داریم .تنهایی رفته بودم اونجا .بعد یه جن اونجا بود.شبیه ادم بود ولی قدش کمی کوتاه و کچل بود!

اتفاقا این جن مامذکر هم بود.منم از ترس اینکه کاری بهم نداشته باشه باهاش دوست شده بودم.یه کتاب قدیمی رو زمین بود.بهم گفت اون کتابو وا کن و سرنوششتتو ببین!ولی از ترس اینکه پشت سرم بود اصلا نتونستم برگردم!و با همون حالت ترس از خواب بیدار شدم.الان هزار بار حیفم میاد که کاش نترسیده بودم.هنوزم نمیفهمم تعبیرش چی میتونه باشه؟؟

حالا یکم از باورهای قدیمی و کنونی مینویسم ولی به نظرم بعضیاشون خرافاتند ولی حتمن میدونیم که جن خودش خرافات نیست.

البته تو کتابی که خوندم گغته که برا اینکه با ما کاری نداشته باشند /میگن از ما بهترون ولی به جهت غرور واینکه ما اشرف مخلوقاتیم من نمیگم.

اولن اینکه قابلیت تغییر چهره دارند و با این کارشون حال میکنند.

از کلمه الله و یاهو و( اهن و) ... میترسند.؟؟؟!

ارتباط با اونا میتونه خیلی خطرناک باشه چون اینده رو میدونند و مانع از کار طبیعی زندگی میشند.(شخصا علاقه دارم...حیف!) همون عطسه ای میکنیم موقع شروع کاری اینکه که اجنه گرامی دست در گلوی ما میذارند ما خودمونم میگیم که صبر اومد وقتی خطری متوجه ماست!

بعد زمانی زندگی انها از زمین تندتر است و به این جهت عمر زیادی دارند.

اجازه ارتباط با ما ندارند اما طبق اجازه ای که خدا به اونا داده میتونن جلومون ظاهر شوند.

در روزهای یکشنبه-سه شنبه و چهاشنبه به شکل انسان در میایند.

مثل انسانها جشن و عزاداری دارند و بیشتر در مکانهایی مثل حمام وگرمابه واستخرو سونا(-) و ...راه میندازند.

اگه شب برید حموم و یه لحظه خوابتون بگیره به احتمال زیاد به دیدارشون که دورتونو گرفتند نائل میشوید.

این عزیزان گویا رپر و ...هستند و اهل رقصو شادی.اگه کسی بینشون گیر بیفته اونقدر میرقصونندش که دیوونه شه.

با دمیدن صبح ناپدید میشوند ولی تو حموم صبحها هم اب نخورید.تو استخر هم ماءالشعیر نخورید!!چون وارد بدن میشنو غش و ... میکنید(البته برا من که وارد نشدند شایدم شدند.هی هی هی.....

اما اگر به انها نیکی کنید هزار برابر نیکی میبنید.مثلن شب یه جایی یه کسی رو نجات بدید شاید جن بوده باشه.شدیدا کمکتون میکنند.

برا احضار اونها یکی مراسم چله نشینی که نمیدانم دورشون خط میکشند .غذا نمیخورند تا چهل روز.ودیگری اینکه از شب تا صبح یه ایه ای از قرانو پی در پی بخونی که اخرش ظاهر میشند.

گویا مولفین اسلامی هم به چندین مورد ازدواج جن مذکر با زنان مسلمان اشاره کرده و علامه مجلسی به نقل از امام صادق میفرماید که خدا گفته قوم کرد اجنه بودند که به شکل انسان در امده اند(من هیچ قرضی ندارم)

البته اینم مطرح شده که فلسفه خلقت انها همانند انسان بندگی خداست و ولی ضعیفتر از انسانند و پیامبر انسانها پیامبر انها نیز بوده و انها در زمان امامان از انها در مورد مسائل دینی سوال کرده و اعلام امادگی برا کمک میکردند.

واین باور کاملن غلطیه که جن همون میکروبه چونکه واقعا به حضور محمد (ص) رسیده و تو مکه اون مکان به مسجد جن مشهوره و نماز خوندن تو اونجا مستحبه!

بله اینطوریه.بعضیا هم شاید اینطوری نیست.به هر حال خیلی ممنون که خوندید.

یه حرف جالب که یادم نیست از کیه:

"به نظر میرسد خدا علاقه زیادی به افراد نادان دارد چون تعداد کثیری از انها را خلق کرده است"

امیدوارم هیچ کس نادان نباشه و نادان نمونه و نادان نمیره"

با تشکر و خسته نباشید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:30  توسط T@yebeh  | 

کنکور زندگی

به نام خدا و سلام

چند نکته تستی از خودم+جکسون براون+x

1-هرگز امید کسی را سلب نکن .شاید این تنها چیزی باشد که دارد.

2-دعا کن /اما نه برای رسیدن به مال و ثروت بلکه برای بدست اوردن عقل و شجاعت.

3-وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن/از انها درس بگیر و بگذر.

4-خودت را به راحتی زیر دست و پا نینداز/یاد بگیر که کوتاه و مودبانه" نه" بگویی.

5-جسور و شجاع باش/وقتی به گذشته نگاه کنی نسبت به آن چیزهایی که نکرده ای بیشتر از ان چیزهایی که کرده ای تاسف خواهی خورد.

6-به دنبال فرصت باش نه امنیت/جای قایق در بندگاه امن است اما به مرور زمان کفه اش خواهد پوسید.

7-هر از گاهی اماده ی باختن باش.

8-از زمان و کلمات با بی توجهی استفاده نکن/چون هیچکدام قابل بازگشت نیستند.

9-در مبارزه ضربه ی اول را بزن و محکم هم بزن.

10-شریک زندگیت رابا دقت انتخاب کن/نودو پنج درصد خوشبختی ها و بد بختی های زندگیت ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود.

11-همیشه به افکار بزرگ فکر کن و از شادیهای کوچک لذت ببر.

12-گوش کردن را یاد بگیر چون گاهن فرصتها بسیار اهسته در میزنند.

13-به همه سیاستمداران مشکوک باش...

14-طوری زندگی کن که بتوانن روی سنگ قبرت بنویسند"متاسف نبود"

15-مراقب کسانی باش که ادعا میکنند بسیار صادقند.

16-یادت باشد ازدواج به دو چیز وابسته است:همسر خوب بودن و همسر خوب داشتن.

17-از رفتن به کلیسایی که تو را یاد خدا نمی اندازد جدا" بپرهیز.

18-خورشید صفت با همه کس یک رو باش.

19-یادت باشد انهایی که به سنگسار اسمان رفتند/سرشکسته برگشتند.

20-خواننده ی عزیز اخرین نکته رو شما کامل کنید.......؟

اگه یکی بتونه به همه چیزهایی که یاد گرفته و میدونه عمل کنه .زندگیش بهشت میشه.دنیا عالی میشه خلاصه خیلی خوب میشه حیف که حرفای خوبی میزنیم اما اصلن معلوم نمیشه کی خوبه و مرد عمله جز به مرور زمان!

پایدار و شاد باشید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:32  توسط T@yebeh  | 

نو روز

به نام خدا

مانده تا برف زمین آب شود

مانده تا بسته شود این همه

نیلوفر وارونه چتر

نا تمام است درخت

زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد

وفروغ تر پشم حشرات

وطلوع سر غوک از افق درک حیات

مانده تا سینی ما پر شود از سنبوسه و عید

در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد

و نه آواز پری میرسد از روزن منظومه برف

تشنه ی زمزمه ام

مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد*

پس چه باید بکنم

من که در موسم بی چهچه سال

تشنه ی زمزمه ام؟

بهتر آن است که برخیزم

رنگ را بردارم

روی تنهایی خود نقشه ی مرغی بکشم

 

معنای زندگی نبردی است کز ان نبرد

از بند وارهند کسانی که برده اند

بهروزتر زیند کسانی که زنده اند

 

بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن

آغاز بهار مبارکباد.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:2  توسط T@yebeh  | 

امنیتی ها...

به نام انکه زیباست و زیبایی ا دوست دارد.

سلام

عجب روزگاریست.انسان ها بد شده اند.فکر میکنم دیدن نشانی از آن فطرت خوب رویا شده است.

بیایید چراغ را به سوی درون خود بیفکنیم.

جهان به شدت تشنه است.تشنه ی بارانی که بر سر مردمان ببارد.تشنه ی محبت-همدلی-عشق-ازادی مدارا-عدم خشونت -عدالت - عدالت و عدالت.

زندگی در دنیا....شکست پس از شکست و این سرگذشت مردمان خاکی این کره خاکی است.آیا ادامه خواهد داشت؟

میدانید همه انسانها دچار زنجیره ی بسته ی خشونت شده اند.ایا راهی برای گسستن این دایره سخت که اکنون روح همگی مارا گرفته است وجود خواهد داشت؟

همه انسان ها اهل نظر شده اند.ولی اهل عمل چه کیمیا!

به قول گاندی ما بهشت را گم کرده ایم.در چندین سال گذشته جهان شدیدا"پیشرفت کرده است ولی انسانها از ترس هم حتی نفس راحتی نکشیده و هیچ گاه احساس امنیت نکرده است.

دکتر چارلز اف کترنیگ امریکایی  میگوید:ما دانش کافی برای تهیه غذا برای تک تک ساکنان کره زمین داریم اما سه چهارم جمعیت دنیا غذای کافی برای خوردن ندارند.

فقر را بشر ساخته است چون بمب اتم و اسلحه مهمتر است .یا اینکه چندین میلیارد در حساب شخصی خود داشته باشیم و لی در جایی همین نزدیکیها مردم از گرسنگی بمیرند.

"اگر تمام قله های ثروت خرد شود تمام دره های فقر پر میشود"

این همه جنگ آیا این قابل قبول است که کودکی 10ماهه کشته شود.بمب بر سرش ببارد

.فقط انسانهای پست چنین چیزی را میتوانند تحمل بکنند.البته همه ی ما هم هستیم وهم نیستیم.

در حالی که همگی میتوانیم بهشت دومی را در همین دنیا بسازیم.به شرطی که زیاده خواهی کنار رود.اگر همه به حق خود قانع باشند فرد دیگری از حق خود محروم نخواهد شد.

فکر میکنم گاهی خدا هم به حال مردمی که آفریده گریه میکند که اینطوری به جان هم افتاده اند شاید هم میخندد و میگوید اینها به هم رحم نمیکنند ومن هم نخواهم کرد.

و شاید هم بقول تورات میگوید کاش نیافریده بودمشان ولی به قول دیگری هر کودکی با پیام اینکه خدا از انسان نومید نشده است به دنیا میاید.

این دنیا خیلی گیج کننده شده و من فکر میکنم پایان نزدیک و نزدیکترشده است.

ولی کا ش و ای کاش که در این مدت باقیمانده چه درازو چه کوتاه مردم به فطرت خدایی خویش بازگردند تاهمگی بتوانیم امنیت را حس کنیم البته از نوع مطلقش را.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 15:34  توسط T@yebeh  | 

شیطون یا شیطان..؟

به نام بهترین

امروز قرار گذاشتیم که در موردی شیطان یه چیزایی بنویسیم تا چیزای جدیدی یاد بگیریم.

من از یکی از کتابهایی که خوندم کمک میگیرم(شیطان در کمین گاه(اگه تونستید بخونید))

شیطان بنابر شنیده هامون چند نوعه.نظر من اینه که یه عدد شیطان هم تو وجود هر ادمیه که همون نفس اماره میتونه باشه.

همه چیزو میشه از رو ضدش شناخت .که بنا به گفته ای نصف خداشناسی تو شیطان شناسی نهفته است.از قدیم خیلی افسانه ها درمورد شیطان وشیطان صفتان وجود دارد.

شیطان اسم خاص نیست بلکه قدرتی بسیار قوی و بسیار زشت و ناپسند است.یه چیز شدیدا بی نشان که وجود خارجی ندارد.اما ما وقتی اسم شیطان رو میاریم منظورمون همون ابلیسه(که سجده نکرد در مقابل ما...در قران هفتاد بار یصورت مفرد و 18بار بصورت جمع اومده)

اما علاوه بر ابلیس دو نوع شیطان هم داریم:از نوع جن و از نوع انسان

برخی از القاب شیطان عبارتند از :ابلیس(نا امید و سرگردان)-وسواس(وسوسه کننده)-خناس(پنهان شونده)-رجیم(سنگسار شونده که خواهد شد)-عزازیل(در عبری به معنی عزیز شده در میان فرشتگان/بزی که کفاره گناه بر دوش دارد)-حارث(درمیان فرشتگان)-صاغر(پست و ذلیل)-مذئوم و مدموره(با خواری رانده شده)-مذموم(سرزنش شده)-غوی(راه هلاکت در پیش گرفته)-عفریت-مارد و مرید-شیصبان-وهار-ابولبینی و ...

همونطور که میدونید شیطان هزاران سال خدا را عبادت کرد و تنها 4 هزارسال مشغول خواندن نماز بوده.که برمیگره به خدا پس از رانده شدن میگه که تو اعمال هیچکسی رو تباه نمیکنی پس من هم در مقابل اعمالم از تو یه چیزایی میخوام خدا هم قبول میکنه که از جمله درخواستهاش:زندگی تا اخر الزمان-نفوذ به خون و وجود ادمیزاد-در ازای تولد هر ادمیزاد دو تا شیطان بوجود بیاد(تکاندهنده بود)-شیطان بتونه انسان رو ببینه ولی انسان نتونهو....

در برخی روایات شیطان رو سگ خدا نامیده اند چون به افراد ضد خدا بیشتر حمله کرده و انها را تباه میکند.(شیطان با مالیدن رانهای خود به دیگر تولید مثل میکند)

و یه چیز دیگه که دلم نیوم ننویسم اینکه شیطان واسه خودش ادیسونی بوده و خیلی از کارها برای اولین بار توسط او انجام شده است.:

1-اولین کسی که مقایسه نمود و خود را از ادم برتر دانست

2-اولین کسی که در پیشگاه خدا تکبر کرد و از خالق خودش سرپیچی کرد

3-اولین کسی که معصیت و نافرمانی اشکارا را با خدا اغاز نمود

4-اولین کسی که دروغ گفت(به حوا و ادم که خدا حلال کرده میوه ی ممنوعه رو)

5-اولین کسی که به دروغ قسم خورد(...من شما را نصیحت میکنم)

6-اولین کسی که نماز خواند و یک رکعتش 4 هزارسال طول کشید

7-اولین کسی که به منبر رفت و برای ملائکه سخنرانی کرد

8-اولین کسی که غنا و اواز خواند(زمانی که میوه ممنوعه خورده شد)

9-اولین کسی که به خدا مشرک شد

10-اولین کسی که نوحه خواند و گریست(ترد شدن از بهشت)

11-اولین کسی که لواط کرد(به پیش قوم لوط امد)

12-اولین کسی که دستور ساخت منجنیق را داد( تا ابراهیم را به اتش بیاندازند)

13-اولین کسی که دستور ساخت حمام را داد(حضرت سلیمان)!

14-اولین کسی که دستور ساخت شیشه را داد(حضرت سلیمان)!

15-اولین کسی که دستور ساخت صابون واسیاب را داد!

16-اولین کسی که با ابوبکر برای انحراف مردم بیعت کرد.

17-اولین کسی که خدا را در اسمانها پرستید

18-اولین کسی که عبادت او فرشتگان را متعجب کرد.

19-اولین کسی که به خدای خود اعتراض کرد

20-اولین کسی که شبیه شدن به دیگری را مطرح و مردم را به ان ترغیب کرد.

21-اولین کسی که سحر و جادو کرد و انرا به مردم اموخت

22-اولین کسی که ساز درست کرد و انرا نواخت!

23-اولین کسی که برای زیبایی زلف گذاشت!

24-اولین کسی که برای مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید!

25-اولین کسی که شراب را بریا مست کردن درست کرد.

26-اولین کسی که ساخت الات لهو و لعب را به  قابیل اموخت

27-اولین کسی که وقتی وارد جهنم میشود خطبه میخواند.

28-اولین کسی که با اتش حسدش شعله ور شد.

29-اولین کسی که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

30-اولین کسی که خدا اورا لعنت نمود و از خشمش فریاد کشید.

31-اولین کسی که گریه دروغی نمود

32-اولین کسی که دستور مساحقه را داد(قوم لوط)

و....

                                         ***

امامها و پیامبر میکروب رو هم شیطان میگفتند .برای انکه مردم میکریبو بیماریو و ... سرشون نمیشد ولی همون معنی زشت و ضرر رسانده رو دارند.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.برای خودم که خیلی جالب بود.البته شاید بعضیاش واقعی بنظر نرسند ولی همشون منبع دارند و موثق اند.

ولی یه سوالی که الان به نظرم رسید اینه که شیطان اگه خواست توبه کنه چطوری میشه؟

پس ببینید ما  چقدرباید مراقب اعمالمون باشیم و اعتماد خدا روجواب بدیم و نامردی و بی مرامی نکنیم چون خدا به خاطر ما شیطان رو- تا اون زمون بهترینش رو- از بهشت بیرون کرد و دشمن خودش خواند به نظرتون    نا مردی نیست که پیرو شیطان باشیم.؟؟؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 16:36  توسط T@yebeh  | 

به نام خدا

 

خوش دارم که در نیمه  های شب درسکوت مرموز اسمانها وزمین به مناجات برخیزم و با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی اسمان بگشایم.ارام ارام به عمق کهکشانها صعود نمایم.محوعالم بینهایت شوم.از مرزهای عالم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.

                                                            (شهید چمران)

 سلام.چند شب پیش داشتم به اسمون نگاه میکردم واقعا خیلی تفکر بر انگیزه و ستاره ها.!با خودم فک میکردم چقدر ادم خوب و بد به این ستاره ها نگاه کردند و رفتند...چقدر ها....

 

برای اینکه مطلب جدیدی نوشته باشم چند تا جمله مینویسم.

 

 

71توبه -مردان و زنان مومن همه دوستدار یکدیگرند که خلق خدا را به کار نیک وادار میکنند و و از کار زشت منع میکنند  حکم خدا و رسولش را اطاعت میکنندوالبته خدا انها را مشمول رحمت خود خواهد گردانید که خدا توانا و حکیم است.

 

63فرقان- بندگان خدای رحمان انان هستند که در روی زمین به فروتنی راه میروند و هر گاه جاعلان به انها خطاب کنند به ملایمت پاسخ میدهند.

30 شورا- انچه هز رنج و مصیبت به شما میرسدبه خاطر اعمالیست که انجام میدهید و خدا بسیاری را نیز عفو میکندو31-شما قدرت ندارید که که در زمین از خدا فرار کنید و غیز از خدا هیچ یاوری برای شما نیست.

میلان کوندار -بشر نمیتواند بدون احساسات زندگی کند.اما همان لحظه ای که احساست در ذات خود به ارزش به معیارحقیقت  به توجیهی برای انواع و اقسام رفتارها تبدیل شد هولناک میشود.

 

 

جلال ال احمد -من همیشه به پیش باز حادثه رفته ام.همیشه

هرگز حوصله نداشته ام که به چه کنم چه کنم دستهایم را بمالم تا حادثه در خانه را بزند.

خوب بسه دیگه زیاد شد ولی شاید الان بگید اینا چه ربطی بهم داشت؟

نداشت؟نه یه ذره داشت... شایدم نداشت ولمان کن اصلا کی گفته باید ربط داشته باشه؟!

ولی این بیت شعر چقدر خوشگله که میگه:

 

چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی

                              مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

خلاصه این که سرتونو درد نیارم....

...

...

...

...

با ارزوی قبولی عبادتهای هممون

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 16:30  توسط T@yebeh  |